اصفهانکلاته
اصفهانکلاته
Esfahānkalāte
روستایی در دهستان استرآباد جنوبی، بخش مرکزی، شهرستان گرگان، استان گلستان.
این روستا در 10 کیلومتری شرق گرگان و در موقعیت 19ً 50َ °36 عرض و 56ً 33َ °54 طول جغرافیایی و در ارتفاع 198 متری از سطح دریا واقع شده است.[1]
اصفهانکلاته از شمال به جادهی گرگان - گنبد، از جنوب به روستای توسکستان، از شرق به روستاهای آهنگرمحله و دودانگه و از غرب به شهر جلین منتهی میشود.
برخی اسناد و منابع نام این روستا را به صورتهای «عثمانکلاته»،[2] «عثمانکلا»،[3] و «آسمانکلا»[4] نوشتهاند.
وقفنامهی خواجه مظفر پتکچی مربوط به سال 919ق، به عنوان قدیمیترین سندی که نام این روستا را آورده، شناخته میشود. در سند نامبرده، خواجه مظفر این آبادی را برای فرزندانش وقف نمود. [5]
همچنین نام این روستا در سندی دیگر که تاریخ کتابت آن به سال 1218ق، میرسد، آمده است. محتوای این نوشته دربردارندهی عریضهای از سوی ساکنان روستا به فتحعلیشاه قاجار است. روستاییان در این نامه از شاه قاجار میخواهند به بیگلربیکی استرآباد دستور دهد تا میزان عوارض و مالیات مردم روستا را نسبت به گذشته افزایش ندهد. شاه قاجار نیز با درخواست آنان موافقت میکند.[6]
در فرمان فتحعلی شاه قاجار به سال 1232ق، دستور داده شده است تا چند خانوار از اصفهانکلاته که از این آبادی اعراض کرده و در قلعه سکونت گزیدهاند، به این قریه بازگردانده شوند.[7]
میرزا ابراهیم در سفر خود به شمال ایران بین سالهای1276-1277، این قریه را به عنوان «عثمانکلا» و یکی از روستاهای بلوک پنجم یعنی استرآباد رستاق به شمار آورده است.[8]
ملگونف جهانگرد روس سال 1277ق، به شمال ایران سفر کرد. او اصفهانکلاته را جزو روستاهای ایالت استرآباد رستاق نام برده است.[9]
رابینو نمایندهی دولت بریتانیا سال 1288ق، به استرآباد سفر کرد و اصفهانکلاته را به عنوان یکی از آبادهای بلوک استرآباد رستاق، ولایت استرآباد به حساب آورده است.[10]
همزمان با اواخر حکومت قاجار و اوایل پهلوی اول، گزارشهایی از درگیریهای مردم این روستا با ترکمنهای ساکن شمال استرآباد ثبت شده است.[11] در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که اوایل دورهی پهلوی دوم گردآوری شده، آمده است: «اصفهانکلاته از دهستان استرآباد رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان. 12 ک خاور گرگان. دشت معتدل مرطوب مالاریایی، سکنه 460، شیعه فارسی. آب از رودخانه جوزولی و قنات. محصول برنج، غلات، لبنیات. شغل زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان پارچههای ابریشمی و کرباس بافی، راه فرعی بشوسه دارد.»[12]
قدیمیترین آماری که جمعیّت روستا را نشان میدهد به سال 1276ق، بازمیگردد و در دفترچهی بیاض خانوار و انفاس ایالت استرآباد به ثبت رسیده است. در آن سال اصفهانکلاته 50 خانوار و 224 نفر جمعیت داشت و ترکیب جمعیت آن عبارت بود از: مرد زن دار 50 نفر، زن شوهردار54 نفر، مرد بیزن 15 نفر، زن بیشوهر7 نفر، پسرصغیر 45 نفر، دخترکبیر 24 نفر و دختر صغیر 29نفر.[13]
وضعیت روستا در گزارش سال 1296ق، اینگونه به ثبت رسیده است: «آسمان کلا_ اربابی است. مالک قریه مزبوره ورثه حاجی علی محمد آقا و سادات مفیدیه. آب مشروب از رودخانه جوزولی تعداد نفوس آن 135 نفر است»[14]
آمار جمعیت این آبادی در سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[15]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
750 |
|
1345 |
129 |
686 |
|
1355 |
162 |
868 |
|
1365 |
204 |
1081 |
|
1375 |
171 |
959 |
|
1385 |
249 |
876 |
|
1390 |
247 |
816 |
|
1395 |
252 |
766 |
روستاییان به زبان فارسی صحبت میکنند و مسلمان و شیعه مذهب هستند. بیشتر آنها کشاورزند و از زمینهای کشاورزی این روستا که نزدیک به 400 هکتار است گندم، برنج، باقلا، سیب زمینی، سویا، چغندر و...برداشت میشود. درختان انار و مرکبات هم به صورت محدود در روستا کاشته شده است.[16]
برخی از ساکنان روستا دامدارند و نزدیک به1000 راس گوسفند در این روستا نگهداری میشود.
ساکنان اصفهانکلاته زمینهای کشاورزی روستا را به این نامها میخوانند: «دودانگه وال»: زمینهای شرق روستا، «کج چنار»: زمینهای جنوب روستا، «روگا»: زمینهای شمال روستا، «توسکستان»: زمینهای جنوب روستا، «زیرده»: زمینهای شمال و غرب روستا.
طوایف پرجمعیت این روستا را خانوادههای طبرسا، تمسکنی، مهاجر، گرزین و ... تشکیل میدهند.[17]
اصفهانکلاته در دشتهای پایین دست ارتفاعات جنگلی رشته کوه البرز واقع شده است.
بیشتر خانههای روستا در طول 50 سال اخیر بازسازی شدهاند و شمار اندکی از خانههای قدیمی بازمانده از دوران پهلوی در بافت روستا به چشم میآید. بافت قدیمی آن در مرکز آبادی واقع است. محلههای این روستا، به نامهای شالیزاری، کج چنار، خیابان اندق (خندق)، خیابان حمام شناخته میشوند.
میتوان گفت این روستا در سالهای نزدیکتر به طور تقریبی و از همهی جهات به سوی توسعه رفته است. قسمت شمال غرب آن به سبب واقع شدن در خیابان اصلی ورودی به روستا، بیشترین ساخت و ساز را داشته است. بیشتر خانههای جدید روستا در دو طبقه و با ابزارهای نوین ساخته شدهاند.
امکانات زیر بنایی مانند آب آشامیدنی لوله کشی، برق، گاز، راه آسفالت و تلفن در روستا وجود دارد. دبستان و دبیرستان متوسطهی دورهی اول پسرانه و دخترانه، خانه بهداشت، یک مسجد، فاطمیه و حسینیه در این روستا ساخته شده است.
12 نفر از جوانان روستا در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیدند. [18]
[1].سازمان نقشه برداری کشوری.
[2].ستوده، ذبیحی، (بیتا)، ص 555؛ مقصودلو، (1363)، صص 44،72،74.
[3]. میرزا ابراهیم، (1355)، ص55.
[4]. ذبیحی، (1363)، ص255.
[5].ستوده، (1377)، صص277-276.
[6]. ستوده، (1377)، ص526.
[7]. ستوده، (1377)، ص532.
[8]. میرزا ابراهیم، (1355)، ص55.
[9]. ملگونف، (1376)، ص 147.
[10].رابینو، (1365)، ص194.
[11]. مقصودلو، (1363)، ص 44، 72، 74، 142، 233 ؛ و صص 795، 805.
[12]. ستاد ارتش ایران، (1329)، ص16.
[13]. قورخانچی، (1360)، ص117.
[14]. ذبیحی، (1363)، ص255.
[15]. مرکز آمار ایران.
[16]. طبرسا، (1400).
[17]. همان.
[18]. دهیار روستا.
منابع:
- ذبیحی، مسیح. (1363). گرگان نامه. تهران: انتشارات بابک.296ص.
- رابینو، هـ ل. (1365). مازندران و استرآباد (چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
- سازمان نقشه برداری کشوری، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
- ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد ششم). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران. 722ص.
- ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (بیتا). از آستارا تا استارباد (جلد ششم). تهران: انجمن آثار ملی.
- ستوده، منوچهر. (1377). از آستارا تا استارباد (جلد پنجم). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران. 495 ص.
- مرکز دانشنامهی گلستان. (1400). گفت و گو با ابراهیم طبرسا (دهیار روستای اصفهانکلاته). (12اسفند).
- فرهنگ جغرافیایی ایران. (1329). (جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
- قورخانچی، محمد علی.(1360). به کوشش: منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران. 153ص.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن قابل دسترسی در: https://www.amar.org.ir
- مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد. (جلد اول و دوم). به کوشش: ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت. تهران: نشر تاریخ ایران.1010ص.
- ملگونف، گریگوری. (1376). کرانههای جنوبی دریای خزر. ترجمه: امیر هوشنگ امینی. تهران: کتاب سرا.390ص.
- میرزا ابراهیم. (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش: مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334ص.