والش آباد
والشآباد Vālešābād
روستایی در دهستان قرق، بخش بهاران شهرستان گرگان، استان گلستان.
این روستا در16 کیلومتری شرق مرکز استان و در نقطهی 45ً 51َ °36 عرض و 33ً 37َ °54 طول جغرافیایی واقع شده است. ارتفاع روستا از سطح دریا، 91 متر است.[1]
والش آباد از شمال به روستای تقی آباد، از جنوب به جنگل، از شرق به روستای تقرتپه و از غرب به روستای آهنگرمحله، منتهی میشود.
نام این روستا در برخی منابع به شکل «ولش آباد» و «ولاش آباد» هم آمده است.
برخی اسناد تاریخی مانند وقفنامهی سادات شیرنگی به سال 989ق، نام این آبادی را به صورت «ولاشآباد» و «ولاشباغ»[2] ثبت کردهاند. در سندی به جامانده از سال 1136ق، که مرزهای قریهی مرزنکلاته را تعیین نموده، نام این قریه با عنوان مزرعه «ولاشباغ»، ثبت شده است.[3]
در گزارش سفر میرزا ابراهیم به شمال ایران بین سالهای1276-1277، «ولاشآباد» به عنوان یکی از روستاهای بلوک پنجم، یعنی استرآباد رستاق محسوب شده است.[4]
در گزارشی که به سال 1276ق، تنظیم گردیده، این روستا به صورت «ولاشآباد» به ثبت رسیده و 35 خانوار و 150 نفر جمعیت دارد. ترکیب جمعیت روستا به این شرح میباشد: مرد زن دار 35 نفر، زن شوهردار 35 نفر، مرد بیزن 23 نفر، زن بیشوهر 10 نفر، پسر صغیر21 نفر، دختر کبیر 11نفر و دختر صغیر 15 نفر.[5]
ملکونف، جهانگرد روس، در سال1277ق، به شمال ایران سفر کرد. او «ولاشآباد» را یکی از روستاهای بلوک استرآباد رستاق در ایالت استرآباد به شمار آورده است.[6]
رابینو، نمایندهی رسمی دولت بریتانیا در ایران، در سال1288ق، به استرآباد سفر کرد و این آبادی را به صورت «تالیبو» یا «ولاشآباد»، نام برد و آن را یکی از آبادیهای بلوک استرآباد رستاق، معرفی کرد.[7]
دیگر منابع رسیده از اواخر قاجار، این روستا را «والشآباد»، مشهور به «طالبو» ذکر کردهاند.[8]
وضعیت این روستا در گزارش سال 1296ق، اینگونه ثبت شده است: «ولش آباد ـ اربابی است. مالکینش نواب اشرف والا عبدالله میرزا و ورثه مرحوم عباس خان و سادات شیرنگی شهری. آب مشروب از چشمه و قنات است. سه رشته. تعداد نفوس 91 نفر است»[9]
گزارشهای وکیلالدوله از درگیریهای اهالی روستا با مهاجمان ترکمن، خبر میدهد.[10]
کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که در اوایل پهلوی اول منتشر شد، این آبادی را جزو روستاهای دهستان استرآباد رستاق، بخش مرکزی گرگان با 160سکنه، معرفی میکند. مذهب اهالی تشیّع و پیشهی آنها زراعت و گلهداری بود. محصولاتی همچون برنج و دیگر غلات وتوتون سیگار در روستا کشت میشد. قنات مهمترین منبع فراهم کنندهی آب روستا به حساب میآمد. زنان روستا به بافتن پارچههای ابریشمی و کرباس مشغول بودند.[11]
آمار جمعیت این آبادی در دورههای مختلف سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[12]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
259 |
|
1345 |
109 |
600 |
|
1355 |
159 |
877 |
|
1365 |
246 |
1348 |
|
1375 |
272 |
1327 |
|
1385 |
314 |
1254 |
|
1390 |
365 |
1253 |
|
1395 |
399 |
1199 |
روستا در ناحیهای هموار و دشت قرار دارد.
خانههای روستا در سالهای اخیر با مصالح نوین بازسازی شدهاند و اکنون اثری از بافت و خانههای قدیمی بر جای نیست. بیشترین پیشروی روستا در این سالها به سوی شمال و غرب یعنی مسیر جادهی اصلی روستا، بوده است. ساکنان والشآباد، روستای خود را به محلات بالاسرا (غرب روستا)، و پایین سرا (شرق روستا) تقسیم میکنند.
روستاییان به زبان فارسی صحبت میکنند، مسلمان و شیعه مذهبند، بیشتر آنها کشاورزند و برخی به دامداری و برخی هم به کار در اماکن اداری و صنعتی، اشتغال دارند. کشاورزان والشآباد در زمینهای کشاورزی روستا که حدود 600 هکتار است، محصولاتی همچون برنج، گندم، سویا، توتون و ذرت کشت میکنند.
از نامهای خانوادگی پرجمعیت روستا میتوانیم به کرد والشآبادی، گلبینی، خاندوزی، تجری، رضایی، زرفشان و حسین نسب اشاره کنیم. والشآباد از امکانات زیربنایی همچون آب آشامیدنی لوله کشی، برق، گاز، جاده آسفالت و تلفن بهرهمند است. در این روستا، خانهی بهداشت، دبستان ، مسجد، فاطمیه و شرکت تعاونی ساخته شده است.
مردم روستا در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی همچون سایر ایرانیان حضور داشتند. نه نفر از جوانان روستا در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیدند.[13]
[1]. سازمان نقشه برداری کشور.
[2]. ستوده، (بیتا)، ص 323.
[3]. ستوده، (بیتا)، ص 330.
[4]. میرزا ابراهیم، (1355)، ص56.
[5]. قورخانچی، (1360)، ص118.
[6]. ملکونف، (1364)، ص65.
[7]. رابینو، (1365)، ص194.
[8]. مقصودلو، (1363)، ص442.
[9]. ذبیحی، (1363)، ص255.
[10]. مقصودلو، (1363)، صص 193، 458.
[11]. فرهنگ جغرافیایی ایران، (1329)، ص295.
[12]. مرکز آمار ایران.
[13].خاندوزی، (30/5/1400).
منابع:
- خاندوزی، حسن. (30/5/1400). (دهیار روستای والشآباد). مصاحبه با مرکز دانشنامهی گلستان.
- ذبیحی، مسیح. (1363). گرگان نامه. تهران: انتشارات بابک. 296ص.
- رابینو،هـ ل. (1365). مازندران و استرآباد.(چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
- سازمان نقشه برداری کشور، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
- ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (بیتا). از آستارا تا استارباد.(جلد ششم). تهران: انجمن آثار ملی. 722ص.
- ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (بیتا). از آستارا تا استارباد.(جلد هفتم). تهران: انجمن آثار ملی.703 ص.
- فرهنگ جغرافیایی ایران. (1329). (جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
- قورخانچی، محمد علی. (1360). نخبه سیفیه. به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران. 153ص.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی در:https://www.amar.org.ir
- مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد. (جلد اول و دوم). به کوشش: ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت. تهران: نشر تاریخ ایران.1010ص.
- ملکونف.(1364). سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر. تصحیح و ترجمه: مسعود گلزاری. تهران: دادجو.
- میرزا ابراهیم. (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش: مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334ص.