خرید و دانلود مقاله

سلطان آباد


سلطان آباد        Soltānābād

 

 

روستایی در دهستان استرآباد شمالی، بخش بهاران، شهرستان گرگان، استان گلستان.

این روستا در 14 کیلومتری شمال شرق مرکز استان و در نقطه‌ی  9ً   55َ °36 عرض و  59ً  29َ °54 طول جغرافیایی واقع شده‌ است. ارتفاع روستا از سطح دریا 2 متر است.[1]

سلطان‌آباد از شمال به روستای دلیجه‌ی شهرستان آق‌قلا، از جنوب به روستاهای کمال‌آباد و آلوکلاته، از شرق به روستای علی‌آباد کنارشهر و از  غرب به روستای ارتک‏چال، منتهی می‌شود.

دست‌نوشته‌های تاریخی به ویژه در دوره‌ی ایلخانی از روستایی به نام «سلطان ‏دوین» در استرآباد نام برده‌‏اند که زادگاه سلطان غازان خان، از ایلخانان ایرانی مغول، می‌باشد. بر پایه‌ی این نوشته‌ها، غازان خان، در سال 670ق، در این ناحیه، زاده شد[2] و نیز ناحیه‌ی‌ نام‌برده، اقامتگاه قشلاقی برخی از سلاطین ایلخانی بوده است.[3] منابع قابل توجه دیگری هم، در کشمکش‌های میان ایلخانان و سربداران، به این مکان، اشاره داشته‌اند. در وقف‏نامه‌ی‌ خواجه‌‏مظفر بتکچی که در سال 919ق، تنظیم گردیده، از قریه‌ای به نام «سلطان دوین» نام برده که مطابق با حدود اربعه اعلام شده و در نزدیکی مکان کنونی «سلطان‏آباد» و در شمال غربی آن واقع بود.[4] گمان‌های زیاد بر این است که روستای فعلی سلطان‏‌آباد در ادامه‌ی همان روستای سلطان‏‌دوین، ساخته شده باشد. وجود مجموعه‌ای از تپه‌ها با نام «سلطان دون» در شمال این روستا، می‌تواند این گفته را تایید کند. تپه‌های نام‌برده، هم اکنون در حریم روستای شورحیات شهرستان آق‌‏قلا واقع شده است که در تاریخ 10/3/1382 به شماره‌ی 8826، در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.[5]

تپه‌ی تاریخی «سلطان‏‌آباد» که اهالی به آن «شغال‌تپه» می‏‌گویند، در نزدیکی این روستا واقع است و در تاریخ 20/5/1399 به شماره‌ی 33082 در فهرست آثار ملی ایران، ثبت شده است.[6]

محمد قلی‏‌میرزا ملک آرا، حاکم استرآباد در وقف‌نامه‌ی سال 1249ق. یک دانگ و نیم از شش دانگ سلطان‌‏آباد را برای اطعام فقرا و مومنین در ماه رمضان و عزاداری سیدالشهدا در مسجدجامع روستا، وقف کرد.[7] بر اساس حکمی به سال 1256ق، اهالی روستا، می‌بایست، سالانه 12خروار شالی به سید فضل‏‌الله و ورثه‌ی مرحوم آقا میرتقی، تحویل دهند.[8]

در گزارش سفرمیرزا ابراهیم به شمال ایران، میان سال‏های1276-1277، سلطان‏‌آباد، به عنوان یکی از روستاهای بلوک پنجم، یعنی استرآباد رستاق معرفی شده است.[9] 

 درکتابچه‌ی نفوس استرآباد در سال 1276ق،  آمار جمعیت سلطان‏آباد 50 خانوار و 297 نفر ثبت شده و ترکیب جمعیت روستا به این شرح آمده است: مرد زن دار 50 نفر، زن شوهردار 59 نفر، مرد بی‌زن 33 نفر، زن بی‌شوهر 13 نفر، پسر صغیر68 نفر، دختر کبیر 21نفر و دختر صغیر 53 نفر.[10] 

ملکونف، جهانگرد روس، در سال1277ق، به شمال ایران، سفر کرد. او «سلطان‏‌آباد» را جزو  روستاهای بلوک استرآباد رستاق، می‌داند.[11]

رابینو، نماینده‌ی رسمی دولت بریتانیا در ایران، در سال1288ق، به استرآباد سفر کرد. او سلطان‏‌آباد را از آبادی‌‏های بلوک استرآباد رستاق معرفی کرده است.[12]

وضعیت این روستا در گزارش سال 1296ق، این‌گونه ثبت شده است: «آب مشروب از قنات است. دو دانگ از موقوفه حضرت ابا عبدالله و چهاردانگ از فتحعلی خان سرکرده. تعداد نفوس آن 71 نفر است.[13]

وکیل‏‌الدوله، در اواخر دوره‌ی قاجار، از درگیری همیشگی اهالی روستا هم‌چون  ساکنان دیگر نواحی استرآباد با مهاجمان ترکمن، گزارش می‌دهد.[14]

 کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که در اوایل پهلوی اول منتشر شد، این آبادی را از روستاهای دهستان استرآباد رستاق، بخش مرکزی گرگان با 260 سکنه معرفی کرده است.

مذهب اهالی تشیّع و پیشه‌ی آنها زراعت و گله‌‏داری بود. محصولاتی همچون برنج و دیگر غلات در روستا کشت می‌شد. قنات مهم‌ترین منبع فراهم کننده‌ی آب روستا به حساب می‌آمد. زنان روستا، به بافتن پارچه‌های ابریشمی و کرباس مشغول بودند.[15]

آمار جمعیت این آبادی در دوره‌های مختلف سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[16]

 

سال

خانوار

جمعیت

1335

*

236

1345

78

509

1355

134

790

1365

225

1426

1375

259

1422

1385

323

1368

1390

374

1279

1395

385

1263

 

روستاییان از سازه‌ای در حاشیه‌ی روستا خبر می‏‌دهند. از این سازه که «ارگ» خوانده می‌شد، تا چند دهه‌ی پیش، نشانه‌هایی، بر جای بود.[17]

روستا در ناحیه‌ا‌‏ی هموار و دشت واقع است.

در سال‏های اخیر، خانه‌های روستا،  با مصالح نوین بازسازی شده‌اند‏ و اکنون، اثری از بافت و خانه‌‏های قدیمی، بر جای نیست. بیشترین پیشروی روستا در این سال‌ها، به سمت جنوب و مسیر جاده‌ی اصلی بوده است. بیشتر خانه‌‏های مسکونی در دو سوی خیابان اصلی و در جهت جنوب به شمال، ساخته شده‏‌اند.

روستاییان به زبان فارسی صحبت می‏‌کنند، مسلمان و شیعه مذهبند، بیشتر کشاورزند و برخی نیز به دامداری و برخی به کار در اماکن اداری و صنعتی مشغولند. کشاورزان سلطان‏‌آباد در زمین‏های کشاورزی روستا که حدود 450 هکتار است، محصولاتی نظیر برنج، گندم، جو، سویا، برنج و پنبه، کشت می‏‌کنند. مساحت محدودی نیز باغ‌های محدودی در روستا، با درختان مرکبات، هلو، شلیل و آلو وجود دارد. زمین‌های کشاورزی اطراف روستا با نام‌‏های محلی خاص خود، خوانده می‌شوند. اهالی سلطان آباد به زمین‌های شمال و شمال غربی «اُردومال»، به بخشی از مناطق شمالی «میان روهه» و به اراضی شمال شرق روستا، «بُزمشکی» می‏‌گویند.

از نام‌های خانوادگی پرجمعیت روستا می‏‌توانیم به غلامی، نسایی، حاجیلری، صیادی، لکزایی و هرندی اشاره کنیم. خانواده‌‏هایی از استان سیستان و بلوچستان در دوره‌ی پهلوی به این روستا مهاجرت کرده و در اینجا ساکن شده‌‏اند.

سلطان‏‌آباد از امکانات زیربنایی مانند آب آشامیدنی لوله کشی، برق، گاز، جاده‌ی آسفالت و تلفن بهره‌مند است. خانه‌ی بهداشت، دبستان و مدرسه‌ی راهنمایی، زمین ورزشی، مسجد و فاطمیه، در روستا بنا شده است.

مردم روستا در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی همچون سایر ایرانیان نقش داشتند. ده نفر از جوانان روستا در جنگ ایران و عراق به شهادت رسیدند.[18]

 

 


[1]. سازمان نقشه برداری کشور.

[2]. قزوینی، (1386)، ص772.

[3]. رشیدالدین فضل الله، (1940م)، ص37.

[4]. ستوده، (بی‏تا)، ص 278.

[5]. اداره کل میراث فرهنگی گلستان.

[6]. وزارت میراث فرهنگی، (29/1/1400).

[7]. ستوده، (بی‏تا)، ص 506.

[8]. ستوده، (بی‏تا)، ص 1161.

[9]. میرزا ابراهیم، (1355)، ص55.

[10]. قورخانچی، (1360)، ص.119.

[11]. ملکونف، (1364)، ص147.

[12]. رابینو، (1365)، ص194.

[13]. ذبیحی، (1363)، ص257.

[14]. مقصودلو، (1363)، صص76، 77، 149، 154، 155، 223، 226، 237، 275، 315، 397، 521، 600، 616، 773، 796، 799، 807، 874.

[15]. فرهنگ جغرافیایی ایران، (1329)، ص155.

[16]. مرکز آمار ایران.

[17].صفرزاد، (26/6/1400).

[18].صفرزاد، (26/6/1400).

منابع:

  • اداره کل میرااث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی. فهرست آثار ثبت شده ملی ایران.
  • ذبیحی، مسیح. (1363). گرگان نامه. تهران: انتشارات بابک.296ص.
  • رابینو، هـ ل. (1365). مازندران و استرآباد. (چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
  • رشیدالدین فضل الله. (1940). تاریخ مبارک غازانی. (جلد اول). (بی‏جا). استفن اوستین.
  • سازمان نقشه برداری کشور، پایگاه ملی نام‏های جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
  • ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (بی‏تا). از آستارا تا استارباد.(جلد ششم). تهران: انجمن آثار ملی. 722ص.
  • ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (بی‏تا). از آستارا تا استارباد.(جلد هفتم). تهران: انجمن آثار ملی. 703 ص.
  • صفرزاد، محمد‏علی. (26/6/1400). (دهیار روستای سلطان‏آباد). مصاحبه با مرکز دانشنامه گلستان.
  • فرهنگ جغرافیایی ایران. (1329). (جلد سوم، استان دوم). تهران: دایره جغرافیایی ارتش. 332 ص.
  • قزوینی، یحیی بن عبدالمطلب. (1386). لب التواریخ. تصحیح: میرهاشم محدث. (جلد اول). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
  • قورخانچی، محمد علی.(1360). نخبه سیفیه. به کوشش: منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران. 153ص.
  • مرکز آمار ایران. درگاه ملی آمار. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن. قابل دسترسی در:https://www.amar.org.ir
  • مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد. (جلد اول و دوم). به کوشش: ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت. تهران: نشر تاریخ ایران.1010ص.
  • ملکونف.(1364). سفرنامه ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر. تصحیح و ترجمه: مسعود گلزاری. تهران: دادجو.
  • میرزا ابراهیم. (1355). سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش: مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334ص.

 

 

منابع:

نظرات


ارسال نظر :






مقاله های مشابه