حیدرآباد
حیدرآباد Heydarābād
روستای حیدرآباد از توابع دهستان روشن آباد، بخش مرکزی شهرستان گرگان، استان گلستان.
این روستا در 10 کیلومتری شمال غربی مرکز استان گلستان و با مختصـات جغرافیـــایی 40ً 17َ °54 طول شرقی و 34ً 51َ 36° عرض شمالی و با ارتفاع 5 متر از سطح دریا قرار دارد.[1]
حیدرآباد در جلگهی خزری واقع شده و زمینهای کشاورزی آن با وسعتی بیش از هزار هکتار از شمال به رودخانهی قرهسو، از شرق به روستای تخشی محله، از غرب به روستای نودیجه و از جنوب به روستاهای چالکی و کلاجان سادات محدود میشود. شهرک صنعتی گرگان(2) با وسعت چهل هکتار با فاصلهی کمی در جنوب غربی آن واقع است.
آثار تاریخی در پیرامون این روستا نشانگر سابقهی تاریخی این ناحیه است. تپهی موسوم به حیدرآباد (چالکی) که از تپههای باستانی قدیمی استرآباد است، در تاریخ 23 فروردین 1346 به شمارهی 742 در فهرست آثار ملی ثبت شد و آثار به جای مانده از آن به اواخر هزارهی دوم قبل از میلاد مربوط میشود.[2]
سفالینههای یافت شده در تپهی مردِ مومن در فاصلهی 3 کیلومتری شمال حیدرآباد، به دوران پیش از اسلام میرسد. این تپه در تاریخ 3 تیر 1390 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.[3]
تپهای دیگر، آن هم به نام حیدرآباد در تاریخ 16 اسفند 1384 به شماره 14509 ثبت ملی شد که قدمت آن نیز به دوره اسلامی بازمیگردد.[4]
امامزاده حبیباله(ع) مشهور به امامزاده ولاشکی در میان سه روستای حیدرآباد، تخشی محله و للدوین واقع است. به عقیدهی برخی از کهنسالان روستا در دههی سی، آثار کهن از جمله در چوبی این امامزاده، به دستور تیمور ساخته شده بود.[5] برخی سنگ مزارهای گورستان این امام زاده که به دوره تیموری بازمیگردد، میتواند این باور اهالی را تایید کند که ساختمان امامزادهی نامبرده دست کم از دورهی تیموریان مورد توجه بوده است. قدیمیترین سنگ باقی مانده از این مزار مربوط به سال 825ق است.[6]
از پسوند نام امامزاده و آنچه از برخی اسناد به دست میآید، قریهای به نام ولاشکی، در این محدوده، وجود داشته است اما اینک اثری از آن وجود ندارد. در وقفنامهی سال 950 ق تمامی قریهی ولاشکی و چند آبادی دیگر از سوی فردی به نام امیر سید جلال الدین محمد، بر زوار و ابناءالسبیل امام رضا(ع)، وقف شد.[7]
برخی منابع تاریخی از واگذاری حیدرآباد و چند قریه دیگر به ترکمنها به دست محمدحسنخان قاجار، پدر آقا محمدخان، به پاس کمک به وی، به عنوان تیول خبر دادهاند.[8]
در فرمان فتحعلی شاه قاجار مربوط به شوال 1236ق، از طایفهی کهنهلو در مقام مالکان حیدرآباد اشاره رفته است. در این فرمان، از مصطفیخان استرآبادی به دلیل کوچاندن تعدادی از رعایای این آبادی به قلعهی میرزاخان شاکی بودند. شاه قاجار به شاهزاده مهدیقلی میرزا فرمانروای طبرستان و استرآباد دستور داد تا این اختلاف و همچنین دیگر اختلافات پیش آمده بین اعیان و اشراف ایل قاجار بر سر املاک و اراضی در محضر آقامحسن استرآبادی و ملارضا استرآبادی رسیدگی و مرتفع گردد.[9]
بیشتر منابع و سفرنامههای دورهی قاجار از روستای حیدرآباد نام آوردهاند. کاپیتان مکنزی نمایندهی انگلیس در شمال ایران در سال 1273ق به استرآباد سفر کرد. او حیدرآباد را به عنوان یکی از آبادیهای بلوک سدن رستاق به شمار آورده است.[10]
میرزا ابراهیم در گزارش سفر خود به شمال ایران بین سالهای1276-1277، حیدرآباد را به عنوان یکی از روستاهای بلوک اول یعنی سدن رستاق میداند.[11]
ملکونف، جهانگرد روس، در سال1277ق، سفری به شمال ایران داشت. بر اساس نظر او، حیدرآباد، یکی از روستاهای بلوک سدن رستاق ایالت استرآباد تلقی میشود.[12]
رابینو، نمایندهی رسمی دولت بریتانیا در ایران، در سال1288ق، به استرآباد سفر کرد و پس از مشاهدات و بازدیدهای خود، حیدرآباد را جزو آبادیهای بلوک سدن رستاق معرفی نمود.[13]
در مجموعه گزارشهای حسینقلی مقصودلو (وکیل الدوله) در24 صفحه، نام قریهی حیدرآباد آمده است.[14]
از جمله در تاریخ یازدهم جولای 1909م. آورده است: «بهرامعلی خان قاجار طائفه دولو پسر محمدولی خان، برادرزاده مرحوم علی خان آقا ملقب به صمصام نظام و سرتیپ دولت، برای بستن نسق شلتوک از قریه چالکی (یک فرسخی مغربی) سوار شده میرود. زیر حد قریه حیدرآباد رعایا را سرکشی نموده مراجعت مینماید. چند قدم فاصله به قریه حیدرآباد از پشت سر او را با تفنگ میزنند گلوله از قفایش گرفته از حلقومش بیرون آمده فوت شد از قرار مذکور به
تحریک عنایت خان برادر سعودالملک است و برخی میگویند پسر جعفرخان حیدرآبادی به سن پانزده سالگی از بستگان مقتول قاتل است تا چه شود.[15]
حیدرآباد در زمان حکومت ملک آرا (1276ق)، 110 خانوار و 552 نفر جمعیت داشت و ترکیب جمعیت آن عبارت بود از: مرد زن دار 110 نفر، زن شوهردار132 نفر، مرد بیزن 63 نفر، زن بیشوهر22 نفر، پسرصغیر 132 نفر، دخترکبیر 35 نفر و دختر صغیر 58 نفر.[16]
درکتابچهی نفوس استرآباد (1296ق)، آمده است: حیدرآباد اربابی است از آقایان قاجار ساکن شهر و آب مشروب از قنات است. تعداد نفوس آنها 111 نفر است.[17]
جمعیت این آبادی در سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[18]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
507 |
|
1345 |
220 |
1173 |
|
1355 |
270 |
1621 |
|
1365 |
315 |
1841 |
|
1375 |
400 |
1935 |
|
1385 |
418 |
1629 |
|
1390 |
477 |
1604 |
|
1395 |
514 |
1597 |
زبان بیشتر مردم روستا فارسی به گویش طبری است. مسلمان و شیعهی دوازده امامی هستند.
این روستا مسجد، زینبیه، حسینیه (در حال ساخت)، ساختمان دهیاری و شورا، خانه عالم، پایگاه بسیج، خانه بهداشت، سالن ورزشی، شعبهای از پست بانک، زمین فوتبال، شرکت تعاونی روستایی، غسالخانه، دبستان و مدرسهی راهنمایی و مرکز مخابرات دارد و از آب لوله کشی، برق سراسری، گازرسانی، جاده و خیابانهای اصلی آسفالته برخورداراست.
بیشتر ساکنان روستا سادات یا منسوبین به سادات هستند، خانوادههای میرصالحی، میرآئیز، صمدی، و حسینی از سادات میباشند و دیگر خانوادهها عبارتند از قدمنان، قجر، آزاد، ورامینی، پورمحمود، مهاجر، بهمنی، فاطمی، شبانی، خلیلی، ترابی، خادمی، شهبازی، اسلامی، ریگی، اسدیان، اصغری، کلاته عربی و ... .
سیدسبحان حسینی، نمایندهی دوره ششم و هفتم مردم گرگان و آق قلا در مجلس شورای اسلامی متولد و اهل این روستا است.
هستهی اولیهی روستا در مجاورت کاریز (آب قنات) شکل گرفت. خانوادههای میرصالحی نخستین ساکنان روستا بودند که در اطراف و پایین دست روستا مستقر شدند و پس از آنان خانوادههای صمدی و میرآییز و دیگران اضافه شدند.
پیشروی خانههای روستا نظم مشخصی ندارد که پیش از انقلاب بیشتر از گل و آجر با پوشش گالی یا حلبی یا سفالی ساخته میشد اما اکنون اغلب خانهها با بتون مسطح بنا میشود و در خیابانهای اصلی به صورت
دو یا سه طبقهای ساخته میشوند.
مسجد، مرکز روستا است و میدان جلوی آن، محل برگزاری مراسم و تجمعات است و اطراف مسجد پنجشنبه بازار برپا میشود.
پیشهی بیشتر روستاییان، کشاورزی است و افرادی نیز در حاشیهی روستا، دامداری سنتی دارند.
حیدرآباد در دوران گذشته، صاحب یک گروه سرشناس تعزیه خوان بود. (آقا محمدرضا، سیدرضا، آقا عباس، سیدقربان میرصالحی، رضا گلابی، گل محمد بهمنی و ... )، که ماهرانه به ایفای نقش میپرداختند. پیش از انقلاب ورزش کشتی با شال در روستا معروف بود. عباسقلی میرصالحی پهلوان منطقه به حساب میآمد. امروزه ورزش اول روستا، فوتبال است.
در طول سالهای گذشته، گروهی از روستاییان، به دیگر محلات مهاجرت کردند. برای نمونه، در سال 1280، فردی به نام میر قربان به سیدمیران مهاجرت نمود و مطهریهای آنجا از سادات میرصالحی هستند. در منطقه، میرصالحیها یا میرآئیزها ریشهی حیدرآبادی دارند. ضمن اینکه تعدادی از جوانان روستا، در دهههای 60 به بعد، به مشاغل اداری روی آورده و به گرگان مهاجرت کردند.
از ابتدای دههی چهل خورشیدی، عدهای از سبزوار، کاشمر و زابل به حیدرآباد مهاجرت کردند، از جمله: خانوادههای شهبازی، کلاته عربی، ترابی، شبانی، اسلامی، خلیلی، بهمنی، خادمی، اسدیان و ... .
مراسم مذهبی در حیدر آباد همچون دیگر روستاها با شکوه برگزار میگردد. یکی از مهمترین این مراسم،
عَلَم گردانی (علم گردش) به یاد حضرت ابوالفضل العباس(ع) در روز تاسوعا است (روی علم روستا سال ساخت آن، 1224 حک شده است).
در روزهای ماه محرم، در امامزاده حبیب اله(ع) واقع در 500 متری شرق روستا، همراه با عزاداران روستاهای تخشی محله، للدوین، چالکی، قلندرمحله، خمبرآباد و ... ،عزاداری و سوگواری سالار شهیدان برگزار میشود.
محصول ویژهی روستا، پیاز است. از آنجا که خاک زمینهای روستا سرشار از گوگرد میباشد پیاز با کیفیتی به عمل میآید. در کنارههای مزرعه پیاز، به طور معمول، سیاه دانه، کشت میشود.
همچنین گندم، جو، کلزا، شالی، سویا، سیب زمینی، پنبه، چغندر و صیفی جات در زمینهای کشاورزی روستا، کاشت میشود. نزدیک به ده هکتار از زمینهای روستا به باغ هلو، آلو، شلیل، سیب، انار، خرمالو، کیوی، گلابی و ... اختصاص دارد. حدود یک هکتار گلخانه در حال ساخته شدن در روستا است.
در قدیم، بازیهای مختلفی در حیدرآباد رواج داشت. برخی از این بازیها عبارت بودند از:
پول بازی، پاره بازی (پا بازی)، چش دکلا (قایم موشک)، چولنگ بازی (چوپا بازی)، جوزبازی (گردو بازی)، رسپان زنی (طناب زنی)، زوبازی، رسپان کشی (طناب کشی)، سنگ به گرو، سنگ کفتل (پرتاب سنگ)، سنگ چران (یک قُل دو قُل)، شیر و خط بازی (بازی با سکه)، هفت سنگ، کبریت بازی، ضرب تختهبازی و کشکشی بازی، مرغانه جنگی و...
عروسک بازی و آش پتکان مخصوص دختران بود.
از غذاهای مخصوص روستا میتوان آش شلیمی (خردل وحشی)، باقلا پته، کئیترشک، اسپناق ساق، خمیرآش، ماشآش، هلیم، جوزحلوا (حلوای سیاه)، نشاسته لرزان، هپیتی(کته برنج سرخ شده) را نام برد.
پشت زیک که از شکر و کنجد درست میشود، جزو شیرینیهای خانگی این روستاست.
در دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ایران و عراق مردم حیدرآباد همگام با ملت ایران در صحنههای مختلف حضور یافتند. 14 تن از اهالی این روستا به شهادت رسیدند.
[1]. سازمان نقشه برداری کشوری.
[2]. اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان. فهرست آثار تاریخی ملی ثبت شده.
[3] . فروتن (1390). ص344.
[4]. اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان. فهرست آثار تاریخی ملی ثبت شده.
[5]. معطوفی، (1387). صص747.
[6]. معطوفی، (1387). صص746.
[7] ستوده.(1377). ج6. ص312.
[8]. رابینو،(1365). ص194.
[9] ستوده.(بیتا). ج6.ص541.
[10]. مکنزی، (1359). ص183.
[11]. میرزا ابراهیم، (1355). ص53.
[12]. عزالدوله، ملکونف.(1363). ص130.
[13]. رابینو،(1365). ص192.
[14] مقصودلو.(1363). ج1.ص24.
[15].مقصودلو.(1363). ج1.ص142.
[16]. ذبیحی،.(1363). ص201.
[17] ذبیحی،.(1363). صص247-246.
[18]. مرکز آمار ایران.
منابع:
- اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان. فهرست آثار تاریخی ملی ثبت شده.
- ذبیحی، مسیح. (1363). گرگان نامه. تهران: بابک. 296ص.
- رابینو،هـ ل.(1365). مازندران و استرآباد.(چاپ سوم). ترجمه: غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. 371ص.
- سازمان نقشه برداری کشوری، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
- ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح(بیتا). از آستارا تا استارباد.(جلد ششم). تهران: انجمن آثار ملی. 715ص.
- ستوده، منوچهر، ذبیحی، مسیح. (1377). از آستارا تا استارباد. (جلد ششم). تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران.
- عزالدوله و ملکونوف. (1363). سفرنامهی ایران و روسیه. تهران: دنیای کتاب. 256صفحه.
- فروتن، اشکان. (1390). شهرنامههاي استان گلستان: تاريخ، سرزمين، فرهنگ. (جلد دوم). تهران: رسانش.
- مرکز آمار ایران. درگاه ملی. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن قابل دسترسی در: https://www.amar.org.ir
- معطوفی، اسدالله. (1387). سنگ مزارها و کتیبههای تاریخی گرگان و استرآباد. تهران: حروفیه. 1287ص.
- مقصودلو، حسینقلی. (1363). مخابرات استرآباد. به کوشش ایرج افشار و محمد رسول دریا گشت. (جلد اول) تهران: نشرتاریخ ایران. 521ص.
- مکنزی، چارلز فرانسیس. (1359). سفرنامه شمال. منصوره اتحادیه. تهران: نشر گستر. 218ص.
- میرزا ابراهیم. (1355). سفرنامهی استرآباد و مازندران و گیلان. به کوشش مسعود گلزاری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران. 334ص.