کلو
کلو Kalo
روستایی در دهستان روشن آباد، بخش مرکزی، شهرستان گرگان.
این روستا در 6 کیلومتری غرب شهرستان گرگان و در موقعیت 49ً و48َ و°36 عرض 55ً و 20َ و°54 طول جغرافیایی و در ارتفاع 148 متری از سطح دریا قرار داد. [1]
کلو از شمال به جادهی گرگان _ تهران و روستای لمسک، از جنوب به جنگل شصتکلاته، از شرق به روستای آلوفن و از غرب به روستاهای سدن و سیدمیران متصل است.
از آنجا که این روستا در سرمنشاء توزیع آب رودخانهی شصتکلاته به عنوان منبع تامین آب کشاورزی روستاهای پایین دست، قرار گرفته و با توجّه به اینکه در گویش محلی به قسمت بالا، کله هم گفته میشود بنابراین حدس بر این است که نام این روستا از لفظ «کلهاُ» به معنای سرمنشاء آب، گرفته شده و به شکل «کلو» تلفظ میشود.[2]
نام روستای کلو در وقفنامهی خواجه مظفر پتکچی مربوط به سال919ق آمده که بر اساس آن، در این سال روستای کلو در تصرف خواجه درویش حسین پتکچی بوده است. [3]
در گزارشهای دورهی قاجار این روستا جزو آبادیهای سدن رستاق معرفی شده است.[4]
در برخی از گزارشها از جمله سفر نامهی میرزا ابراهیم مربوط به سال 1276[5] و همچنین سفرنامهی رابینو، نمایندهی دولت بریتانیا که در سال 1288 سفری به استرآباد داشت، نام روستا به صورت «گلو» هم آمده است. [6]
قدیمیترین آمار به دست آمده از جمعیّت روستا، مربوط به سال 1276 است که در دفترچهی بیاض خانوار و انفاس ایالت استرآباد، ثبت شده است. در آن سال، کلو، 25 خانوار و 132 نفر جمعیت داشت که ترکیب جمعیت آن عبارت بود از: مرد زن دار 25 نفر، زن شوهردار27 نفر، مرد بیزن 20 نفر، زن بیشوهر7 نفر، پسر صغیر 25 نفر، دختر کبیر 10 نفر و دختر صغیر 28 نفر.[7]
مطابق گزارشهای به دست آمده، ترکمنها، در اواخر دوران قاجار، حملاتی به روستا و درگیریهایی با اهالی آنجا داشتند. یکی از این حملات، در اردیبهشت سال 1287 رخ داد که باعث آتش گرفتن روستا شد .[8]
کتاب نفوس استراباد، گردآوری شده در سال 1299ق، کلو را ملک اربابی و متعلق به آقایات قاجار اعلام کرده است.آب مشروب آن از قنات و رودخانه تامین میشد و ساکنان آن 65 نفر بودند.[9]
در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران که گزارشهای آن در اوایل دورهی پهلوی دوم گردآوری شده، آمده است: «این روستا در باختر گرگان واقع است، دارای اقلیم معتدل مرطوب مالاریایی است و220 سکنه دارد و اهالی آن شیعه فارس زبان هستند و آب آن از قنات تامین میشود. مردان آن به کار زراعت و گلهداری مشغولند، محصولات کشاورزی آنها غلات است و زنان آبادی پارچههای ابریشمی و کرباس میبافند. راه فرعی شوسه دارد.»[10]
جمعیت این آبادی در سرشماری نفوس و مسکن ایران به این شرح است:[11]
|
سال |
خانوار |
جمعیت |
|
1335 |
* |
30 |
|
1345 |
52 |
280 |
|
1355 |
67 |
363 |
|
1365 |
70 |
456 |
|
1375 |
126 |
665 |
|
1385 |
90 |
394 |
|
1390 |
96 |
338 |
|
1395 |
106 |
296 |
با این که روستاهای غرب شهر گرگان همگی به گونهی گیلکی سخن میگویند، اهالی این روستا به گویش فارسی استرآبادی تکلم میکنند. اهالی روستا همگی مسلمان و شیعه مذهب هستند. پیشهی بیشتر آنها کشاورزی است و در زمینهای کشاورزی این روستا که نزدیک به 300 هکتار است گندم، سویا، گوجه فرنگی، سبزیجات، صیفیجات و... کشت میشود. درختان آلو، هلو، پرتقال، نارنگی، انار و.. در این روستا به صورت محدود، وجود دارد.[12]
روستا در ناحیهای هموار و دشت واقع شده و زمینهای کشاورزی آن از سمت جنوب به ارتفاعات جنگلی متصل است. بیشتر خانههای روستا، در دو سوی یک خیابان که در امتداد شمال به جنوب است ساخته شدهاند. در سالهای اخیر تقریبا تمام خانههای قدیمی روستا تخریب و با مصالح نوین بازسازی شدهاند. توسعهی روستا در حال حاضر بیشتر به سمت جنوب و شمال میباشد. نام خانوادگی ساکنان این روستا، تازیکی کلویی، خان بیکی، ناهیدی، حق شناس، محمدی و... است. ریشهی خانوادههای خان بیکی و ناهیدی به چهارده دامغان (شهر دیباج فعلی) میرسد که به این روستا کوچ کرده و در آن ساکن شدهاند.[13]
کلو در حال حاضر از امکاناتی همچون آب شرب لوله کشی، برق، گاز و جاده آسفالت و تلفن بهرهمند است. دارای دبستان، خانهی بهداشت، مسجد و فاطمیه، شرکت تعاونی روستایی و پایگاه بسیج است. 2 نفر از اهالی این روستا در دوران جنگ ایران و عراق به شهادت رسیدند.
[1].سازمان نقشه برداری کشوری.
[2]. تازیکی کلویی، سعید (15 اسفند1399)
[3].ستوده.(1377). ج6. صص277
[4].ذبیحی، (1363). ص99.
[5].میرزا ابراهیم.(1355). ص54.
[6].رابینو.(1365).ص192.
[7]. قورخانچی.(1360). ص113
[8]. مقصودلو.(1363). ج1ص130.
[9]. ذبیحی،.(1363). ص248
[10]. ستاد ارتش ایران.(1329).جلد سوم.ص 241
[11]. مرکز آمار ایران.
[12]. تازیکی کلویی، سعید (15 اسفند1399)
[13]. همان
منابع:
تازیکی کلویی، سعید. (دهیار روستای کلو). (15 اسفند 1399) در مصاحبه با مرکز دانشنامه گلستان.
ذبیحی، مسیح.(1363). گرگان نامه. تهران: بابک.
رابینو، هـ .ل. (1365). مازندران و استرآباد: ترجمه غلامعلی وحید مازندرامی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
سازمان نقشه برداری کشوری، پایگاه ملی نامهای جغرافیایی ایران. قابل دسترسی در: https://gndb.ncc.gov.ir
ستاد ارتش ایران. (1329). فرهنگ جفرافیایی ایران (آبادیها). تهران: دایره جغرافیایی ستاد ارتش. جلد سوم.
ستوده، منوچهر. ذبیحی، مسیح.(1377). از آستارا تا استارباد. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران. ج6.
قورخانچی، محمدعلی.(1360). نخبه سیفیه: به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران.
مرکز آمار ایران. درگاه ملی. نتیجه سرشماری نفوس و مسکن قابل دسترسی در: https://www.amar.org.ir
مقصودلو، حسینقلی.(1363). مخابرات استرآباد. به کوشش ایرج افشار و محمد رسول دریا گشت. تهران.: نشر تاریخ ایران.ج1
میرزا ابراهیم.(1355). سفرنامه استرآباد، مازندران و گیلان. به کوشش مسعود گلزاری. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.